سوخو ۲۵ را مي توان همتاي روسي هواپيماي « آ -۱۰» ايلات متحده دانست.طراحي هواپيماي پشتيباني نزديک هوايي سوخو -۲۵ از سال ۱۹۶۸ آغاز شد . اولين پيش نمونه اين هواپيما با موتور بدون پس سوز تومانسکي آر.دي.۹ در ۲۲ فوريه ۱۹۷۵ به پرواز در آمد. پيش نمونه دوم با موتوري پر توانتر در سال ۱۹۷۷ پرواز کرد. در همين سال غربيها با برسي عکسهاي ماهواره اي به وجود اين هواپيماي جديد پي بردند.

توليد هواپيماي سوخو -۲۵ در سال ۱۹۷۸ آغاز شد . با وقوع جنگ در افغانستان ؛ اين هواپيما در سال ۱۹۸۲ براي پشتيباني نزديک هوايي از قواي روس و هلي کوپترهاي ميل -۲۴ در رشته کوهها به اين کشور اعزام شد و عملا مورد ارزيابي قرار گرفت ؛ با اين حال سوخو ۲۵ تازه در سال ۱۹۸۴ به مرحله آمادگي کامل رسيد . اين هواپيما نهايتا تا سال ۱۹۹۵ توليد شد و کار بر روي مدل جديدتر آن آغاز شد . توسعه اين هواپيما در سال ۱۹۹۷ باعث بوجود آمدن هواپيماي جديد سوخو -۳۹ شد که بسيار پيشرفته مي باشد.
اين هواپيماي يك نفره براي مسيرهاي كوتاه ساخته شده ولي هر گاه كه دست به كار شود جهنمي از آتش بپا مي كند كه نه انسان و نه تجهيزات آن مي تواند سالم از دستش بيرون بيايد. اين هواپيما كه هدفهايش را بر روي زمين پيدا مي كند با سرعت بسيار كم در مقابل اهدافش ظاهر شده و براحتي هر چه تمامتر آنها را مورد هدف قرار مي دهد.
اتاق خلبان از ۲۴ ميلي متر تيتانيوم ساخته شده كه مانند زرهي مسدود كننده اتاق خلبان را نگهداري ميكند . موتورهای این هواپیما از نوع توربوفن میباشد که علاوه بر داشتن مصرف سوخت پائینتر نسبت به انواع توربوجت، باعث ایجاد سزوصدای کمتری نیط شده که این خود باعث به وجود آمدن یک نوع استتار صوتی شده و دشمن کمتر میتواند از حضور این هواپیما در صحنه نبرد اطلاع پیداکند.
کابین بر آمده این هواپیما نیز در کمک به دید بهتر خلبان نسبت به صحنه نبرد تاثیر قابل ملاحظه ای دارد.
لازم به ذکر است که اخيرا نيروي هوايي سپاه تعداد نامعلومي از اين نوع هواپيما را خريداري نموده است که همواره در مانورهای مختلف نظامی از آن استفاده موثری کرده است.
از جمله در مانور اخیر پیامبر اعظم که ما در تصاویر تلویزیونی، عمدا شاهد تصاویر مات و نما از دور از این هواپیما بودیم! جا دارد این مطلب را به نظامیان یاد آوری کنیم که در دنیای امروز چیزی برای مخفی کردن نمیماند. کسی که اینکاره! باشد میتواند در یک نگاه متوجه همه چیز شود و حتی در اینترنت میتوان از تعداد یک نوع جنگ افزار نیز اطلاع حاصل نمود. تنها چیزی که از این حرکت عاید ایران میشود، کم اطلاعی جوانان مشتاق این وطن نسبت به هواپیما و سایر وسایل پرنده خودشان است که هیچگاه این عملکرد آنان قابل توجیه نیست. 
اما به هر حال به نظر میرسد با توجه به اين که از اين نوع هواپيما مي توان براي جنگ هاي الکترونيک نيز استفاده کرد براي همين تاثير بسزايي در تقويت بنيه دفاعي کشورمان خواهد داشت. البته اگر بتوانند درست و به موقع از این هواپیما و قابلیتهایش استفاده کنند. نه اینکه با آن فقط به شلیک تیر بار، راکت و بمب های سقوط آزاد اکتفا کنند.
انشا الله در پستهای بعدی یک مقاله تحلیلی جامع را در بنیه دفاعی ایران در مواجهه با تهدیدات خارجی میپردازم. دیگر فکر میکنم معرفی این هواپیما و آن هواپیما و... به جز آب انداختن دهان عزیزان مشتاق و حسرت خوردن آنها فایده دیگری نخواهد داشت.
مشخصات :
- كشور سازنده .......................................... روسيه
- شركت سازنده..........................................سو خوي
- سال ساخت ..........................................۱۹۷۸
- خدمه.......................................... يك نفر بعضا دونفر
- وظيفه .......................................... جنگنده تهاجمي زميني
- طول ..........................................۵۳/۱۵ متر
- مقدار طول باند براي پرواز .......................................... ۶۰۰ متر
- مقدار طول باند براي فرود..........................................۶۰۰ متر
- وزن .......................................... ۹۵۰۰كيلوگرم خود هواپيما
- موتور.......................................... دو موتور توربوجت تومانسکي آر-۱۹۵
- حد اكثر سرعت .......................................... ۹۷۵ كيلومتر در ساعت ۸/۰ ماخ
- رنج پروازي .......................................... ۲۵۰۰ كيلومتر
- رنج دريايي..........................................۹۵۰ كيلومتر
- سقف پرواز .......................................... ۱۰۰۰۰ متر
- رنج حمله.......................................... ۱۲۵۰ كيلومتر بدون در نظر گرفتن تانكر هاي اضافي
- سوخت گيري در هوا ......................................اين امكان را ندارد
- سوخت داخلي ....................۳۵۰۰ ليتر كه با تانكر هاي اضافي به ۶۰۰۰ ليتر هم مي رسد
- تعداد توليد .......................................... ۴۰۲ فروند
- انواع..........................................۱۰ مدل
- تسليحات.......................................... يک قبضه توپ دولوله ۳۰ ميلي متري با نرخ شليک ۳۰۰۰ گلوله بر دقيقه انواع راکت انداز ؛ راکت ها هدايت شونده ؛ موشکها هوا به سطح و هوا به هوا ؛ بمب هاي ليزري ؛ بمبهاي ضد نفر ؛ بمب هاي خوشه اي ؛ بمب هاي آتش زا ؛ بمب هاي شيميايي و ...
- كشورهاي دارنده اين هواپيما :
o جمهوري اسلامي ايران
o روسيه
o كره شمالي
o بلغارستان
o بلاروس
· چك
· عراق
o گرجستان
o قزاقستان
o مقدونيه
o پرو
o اسلواكي
o تركمنستان
o اكراين
o آنگولا
o آذربايجان
در دوران جنگ جهانی دوم، همیشه بمباران کشورهای دور از دسترس مسئله ای مشکل ساز برای نیروی هوایی کشورهای درگیر در جنگ بود. چرا که خطرات زیادی یک بمب افکن را در حین پرواز دوربرد به کشور دشمن تهدید می کرد. رهگیری شدن به وسیله جنگنده های دشمن، اتمام سوخت، خرابی موتورها و نقص فنی، همه و همه از عواملی بودند که مانع از موفقیت در بمباران های استراتژیک دوربرد می شدند. پس از جنگ جهانی دوم، کم کم این ایده توسعه زیادی پیدا کرد و نتیجه همین پیشرفت، رقابت شدید شوروی و آمریکا، یعنی دو طرف جنگ سرد در ساخت بمب افکن های سنگین دوربرد شد. یکی از مهم ترین و پیشرفته ترین بمب افکن های ساخت شوروی که همواره موجب وحشت غرب بود، بمب افکن مافوق صوت سنگین Tu-22M، یعنی نمونه اصلاح شده همان بلایندر قدیمی بود. در مقاله زیر، به تفصیل به تشریح توانایی های این بمب افکن فراموش شده البته قدرتمند و مقتدر خواهیم پرداخت:
توانایی لحظه به لحظه بمباران طرف مقابل در جنگ سرد، برای شوروی و آمریکا حکم یکی از بزرگترین آرزو هایشان را داشت. ظاهراً هنوز قدرت بمباران های سنگین دو طرف به حدی نرسیده بود که آمریکا و شوروی بتوانند با هم درگیر نبرد های این چنینی شوند. بنابراین، هر دو کشور شروع به توسعه موشک های قاره پیمای خود کردند و هر روز با دست یافتن به فناوری پیشرفته تری، هر یک از طرفین قدرت خود را به رخ طرف مقابل می کشیدند. موشک های دوربرد تا اواخر جنگ سرد همچنان یکی از موضوع های داغ بحث های نظامی بین آمریکا و شوروی بود، اما انگار این دو کشور هم به این نتیجه رسیده بودند که هرگز بمباران موشکی نخواهد توانست جای عملیات انسانی را به طور کامل بگیرد، یعنی کاملاً جایگزین آن شود. در نتیجه آمریکا و شوری هیچ گاه از گسترش نیروی بمباران استراتژیکی که به وسیله هواپیماهای سنگین و دوربرد انجام می شد غافل نشدند.
توپولف Tu-22M و تاریخچه Tu-22 بلایندر، جد بزرگ بک فایر
Tu-22 از هواپیماهایی بود که هنوز تاریخ نخستین پرواز آن معلوم نیست. این هواپیما احتمالاً در اوایل دهه 60 نخستین پروازهای خود را انجام داد و در خدمت نیروی هوایی و نیروی دریایی شوروی قرار گرفت. ناتو که با بررسی عکس های هوایی به وجود این هواپیما پی برده بود، آن را بلایندر نام نهاد. با بررسی شکل بال های- پسگرای این هواپیما و ابعاد آن، سرعت آن حداکثر دو ماخ پیش بینی گشت که بعدها معلوم شد سرعت بلایندر هیچ گاه از 1.4 ماخ فراتر نرفته است. این هواپیما بمب افکنی با حداکثر وزن برخاست حدود هشتاد تن بود و موتورهای آن با یک پیکربندی نا متعارف در عقب بدنه و درست در زیر سکان عمودی قرار داشتند. مشهورترین مدل بلایندر، مدل بلایندر C است که به تجهیزات گسترده ECM یا دفاع الکترونیکی مجهز بود و در خدمت نیروی دریایی شوروی سابق قرار گرفت. عراق به عنوان هم پیمان نزدیک شوروی در آن سال ها، یکی از مشتریان Tu-22 بود و در زمان جنگ ایران-عراق هم این کشور، استفاده نسبتاً گسترده ای از این بمب افکن علیه ایران به عمل آورد. هواپیمای Tu-22M، یعنی بمب افکن مورد بحث این مقاله، از نظر ساختار کلی و البته نام شاید به Tu-22 شباهت هایی داشته باشد، اما توپلوف 22 مدل ام که به بک فایر مشهور است، اساساً هواپیمای دیگریست.

توپولف Tu-22M چگونه به وجود آمد
پس از طراحی بمب افکن Tu-22 هیئت طراحی توپولف کار را بر روی طرح بمب افکنی بر پایه ی بلایندر آغاز کرد. توپولف از ابتدا می خواست با تغییر زاویه پسگرایی بال ها و نصب موتورهای جدید با قدرت افزون تر نمونه ای اصلاح شده از Tu-22 را ارائه دهد. این طرح، طرح شماره 106 نام گرفت اما چندان که باید و شاید موفق نبود. شرکت توپولف طرح شماره 125 که بمب افکنی با بردی بیش از 4.800 کیلومتر و سرعتی بالغ بر 2.500 کیلومتر بر ساعت بود را نیز در سال 1962 به دولت آن زمان شوروی ارائه کرد. پس از تحلیل های فراوان، طرح 125 شرکت توپولف رد و طرح T-4 شرکت سوخو مورد قبول واقع گردید. با این که امیدها برای شرکت توپولف داشت به تدریج از بین می رفت، اما این شرکت دوباره دست به طراحی جدیدی با کد 145 زد. طرح 145 هواپیمایی اصلاح شده بر پایه ی Tu-22 بود که توانایی انجام ماموریت ها را چه در سرعت های زیر صوت و چه در سرعت های بالای صوت داشت. برای آن که حداقل نیاز های این هواپیما برای برد آن مرتفع شود، نیاز به استفاده از بال های متغیر بود تا طرح 145را تبدیل به بمب افکنی با انعطاف پذیری بالا و قابلیت پرواز در هر شرایط سرعت پروازی بنماید. بر اساس پیش بینی ها، هواپیمای جدید سرعتی بالغ بر 2.300 کیلومتر بر ساعت و بردی بین شش تا هفت هزار کیلومتر داشت. پس از آن که طرح T-4 شرکت سوخوی ناکام ماند، در سال 1967 توپولف رسماً مامور توسعه طرح 145 شد. نام هواپیمای جدید، همان Tu-22M بود. بیشتر گام هایی که در راه ساخت Tu-22M برداشته شد، نسبت به زمان خود بی نظیر بود. به خصوص که توجه ویژه ای هم به سیستم بال های متغیر که البته اساس همین طرح بود هم شده بود. بال های Tu-22M که در وسط بدنه قرار گرفته بودند، می توانستند زاویه خود را نسبت به خط عرضی هواپیما برای مطابقت با شرایط پروازی گوناگون تغییر دهند. نوک بال ها حالتی انحنایی و البته باریک و ریشه بال ها هم شکلی عریض و پهن داشت.
توپولف Tu-22M چگونه بمب افکنی بود
با معرفی بمب افکن سوپر سونیک بک فایر، آرزوهای نیروی هوایی شوروی برای داشتن بمب افکنی مدرن و در حد و اندازه های بمب افکن B-1B آمریکایی به بار نشست. بک فایر برای نخستین بار در سال 1969 در کازان مشاهده شد. برای نخستین بار در سال 1971 در آسمان رامنسکوی، در شرق مسکو بک فایر اقدام به انجام سوختگیری هوا به هوا کرد. این مسئله اگر شاید در وهله ی اول چندان هم مهم نباشد، اما همین عمل سوختگیری هوایی به منزله تهدیدی جدی برای آمریکا بود. توپولف برد این هواپیما را 2.200 کیلومتر اعلام کرده بود، در حالی که CIA معتقد بود برد این هواپیما می بایست از چهار هزار کیلومتر بیشتر باشد. DIA هم برد هواپیما را بدون سوختگیری AA، در حدود پنج هزار کیلومتر اعلام کرده بود. اگر به این برد زیاد، سوخت گیری هوا به هوا هم اضافه می شد، بک فایر به یک بمب افکن میان قاره ای به خصوص با توان حمله به کشوری چون آمریکا تبدیل می شد. بک فایر از موضوعات مورد بحث سران دو کشور شوروی و آمریکا در مذاکرات سالت 2 بود؛ هر چند که شوروی در این مذاکرات پذیرفت تا به جهت اطمینان از عدم حمله اتمی به کشور آمریکا، لوله ی سوختگیری هوایی Tu-22M را حذف نماید، اما روس ها چندی بعد این لوله ها را دوباره نصب کردند.
Tu-22M0- Backfire A- نخستین مدل بمب افکن بک فایر که به دلیل کارائی پایین تنها دو فروند از آن تولید شد. این دو فروند برای مقاصد آموزشی در سال 1973 به مرکز تمرینات هوایی منتقل شدند.
Tu-22M- Backfire A- اولین فروند از بمب افکن بک فایر که که کارائی و عملکرد آن مثبت تشخیص داده شده و ورود نمونه های بعدی آن به خدمت صحیح و به جا ارزیابی گردید.
Tu-22M2- Backfire B- مدل B بمب افکن بک فایر، اولین مدل از این بمب افکن سنگین بود که دستخوش اصلاحاتی در مقیاس بزرگ شد. این مدل به موتورهای نیرومند تر NK-22 مجهز گردید و برد آن به صورت رسمی تا پنج هزار و صد کیلومتر و بالاترین سرعت آن تا 1.800 کیلومتر بر ساعت افزایش یافت. این نمونه برای نخستین بار می توانست تا سه فروند موشک هوا به سطح Kh-22 را در زیر بدنه خود حمل نماید. اگر چه این مدل سیستم تعقیب اتوماتیک عوارض زمین را نداشت، اما مع الوصف قادر بود به خوبی از پس پرواز در ارتفاع پایین هم برآید. تعداد 211 فروند از این مدل در فاصله ده سال، یعنی بین سال های 1973و 1983 تولید شد. در همان ابتدای تولید، موتورهای جدیدتر NK-23 هم معرفی گردیدند که اصولاً نمونه های تقویت شده موتورهای قبلی بودند، اما این نمونه از موتورهای جدید به هدف های مورد انتظار دست نیافتند. گفتنی است که نخستین پروازهای آزمایشی این مدل از Tu-22M از سال 1973 شروع شد.
Tu-22M2Ye- Backfire B- مدل Ye بک فایر نمونه ای از بک فایر بی بود که مجهز به موتورهای جدید NK-25 و سیستم پیچیده کنترل پرواز شده بود. اما باز هم این تغییرات انتظارات را برآورده نکرد و این طرح هم همچنان مسکوت ماند.
Tu-22M3- Backfire C- به جرات می توان گفت که این مدل، پیشرفته ترین مدل بک فایر بود که نخستین پروازهای آزمایشی خود را در سال 1977 به انجام رساند. در پی انجام تغییراتی، دماغه هواپیما برای جا دادن برخی از سامانه های جدید دراز تر شد و حداکثر زاویه برگشت بال های بک فایر تا 65 درجه افزایش یافت. همچنین با نصب موتورهای جدید، این نمونه از بک فایر یکی از نقص های اجداد خود که عدم توانایی پرواز سوپر سونیک در ارتفاع دریا بود را نیز مرتفع نمود. حداکثر سرعت در مدل M3 به بیش از 2.300 کیلومتر بر ساعت و برد آن به بیش از 6.800 کیلومتر افزایش یافت. همچنین با افزایش باورنکردنی تسلیحات قابل حمل، M3 می توانست دوبرابر آن چه M2 حمل می کرد، اسلحه های مختلف را حمل نماید. در سال 1985 تست های مختلفی از پرواز در ارتفاع پایین انجام شد که همگی حاکی از موفقیت عملکرد هواپیما در ارتفاع پایین بودند.
Tu-22MR- اگرچه با ورود ماهواره های فضایی به عرصه ماموریت های جاسوسی هواپیماهای شناسایی تقریباً از رده خارج شدند، اما نمونه های انگشت شماری از Tu-22M3 ها برای انجام ماموریت های شناسایی بهینه سازی شدند. در Tu-22MR محفظه های نگهداری بمب جای خود را به سنسورها و حسگرهای مفصل هوایی داده اند. با تمام این اوصاف، در توانایی اخلال گری سیستم های الکترونیکی دشمن یا ECM نه مدل M2 و نه مدل M3 یا MR چندان موفق نبوده اند و همیشه برای تکمیل این نقش، هواپیماهای اسکورت دیگری که باید به عنوان مکمل به عملیات اضافه شوند، الزامی بوده اند.
به احتمال فراوان ساخت بمب افکن قدرتمند B-1B لنسر آمریکایی، واکنشی نسبت به ساخت بک فایر بوده است. بک فایر درست مخالف بسیاری از بمب افکن های رده خود، دارای پیکربندی ویژه ای است، چنان که موتورهای توربوفن آن در داخل و قسمت های کناری بدنه واقع شده اند. این ترکیب، بک فایر را بیشتر به یک جنگنده عظیم الجثه مشابه می سازد تا یک بمب افکن استراتژیک. بک فایر چهار خدمه دارد، یک خلبان در قسمت جلو سمت چپ، کمک خلبان در قسمت جلو سمت راست، افسر ارتباطات در قسمت عقب سمت چپ و یک افسر ناو بر در قسمت عقب سمت راست که البته افسران قسمت عقب کابین هیچ دیدی نسبت به جلوی هواپیما ندارند، اگر چه پنجره های کناری وسیع و بزرگی برای آنان در نظر گرفته شده است. تا کنون هیچ بک فایری به کشورهای خارجی صادر نشده است، اگر چه کشورهایی مثل ایران و چین در سال های 1990 علاقه فراوان خود را به داشتن این بمب افکن در خدمت نشان داده اند. هر چند گزارش هایی هم مبنی بر پیشنهاد این بمب افکن به کشور هند، مجهز به موشک های نزدیک برد Kh-15S وجود دارد. با تمام اوصاف، روسیه هنوز هم بزرگترین پرواز دهنده بمب افکن مشهور دوران جنگ سرد یعنی بک فایر است و این هواپیما به دلیل لغو پروژه T-60S به دلیل هزینه های زیاد تا آینده نامعلوم به عنوان بمب افکن اول استراتژیک روسیه در خدمت باقی خواهد ماند.
ميراژ يك كابينه اف 1 سي كه مشخصات ان در زير مي ايد قادر است عمليات رهگيري را در هرگونه شرايط جوي و در هر ارتفاعي انجام دهد و به جنگ افزارهاي ميراژ 3 مسلح است. ميراژ اف 1 بي مدل دو كابينه اين جنگنده، اولين پرواز خود را در 26 مه سال 1967 انجام داد. 
ميراژ F-1E از نوع رهگير (دفاع هوايي)، ضربتي (بمباران هدفهاي زميني) و شناسايي (عكس برداري) است كه براي صادرات توليد ميشود. اين مدل مجهز به ناو بري كامپيوتري است و در آن اطلاعات پروازي و جنگ افزارها برروي شيشه حجلوي خلبان (HUD) حك ميشود.
ميراژ F-1R يك كابينه (F-1CR نيروي هوايي فرانسه)قادر است در روز و شب عمليات مختلف شناسايي را انجام دهد. ميراژ F-1 با سوختگيري از هواپيماي تانكر سي 135 اف تونسته است مجموعا 6 ساعت پرواز كند و مسافت 2700 مايل دريايي، معادل 5000 كيلومتر را طي اين مدت طي كند. كشورهاي دارنده اف 1 عبارتند از : عراق، ليبي، مراكش، افريقاي جنوبي و اسپانيا.
مدلهاي مختلف و كشورهاي استفاده كننده
تا آوريل 1985 مجموعا 690 فروند ميراژ اف 1 سفارش داده شده بود. از اين مقدار 252 فروند، از جمله شش مدل اوليه، براي نيروي هوايي فرانسه توليد شده بود و 439 فروند ديگر آن را كشورهاي يونان، اكوادور، عراق، اردن، كويت، ليبي، مراكش ژ، قطر،افريقاي جنوبي و اسپانيا خريداري كردند. 
ميراژ اف1 سي مجهز به رادار سيرانوي 4 ام ساخت شركت تامسون سي اس ف است كه كارايي خوبي در ماموريتهاي رهگيري هوايي دارد. ولي ميراژ F-1CR2000 (مدل تغيير يافته سي براي نيروي هوايي فرانسه) داراي رادار سيرانوي 4 ام است كه امكانات زيادي را براي انجام ماموريتهاي ضربتي را براي خلبان فراهم مي آورد. مدل صادراتي اف 1 سي داراي رادار مشابه سيرانوي 4 و يا 4 ام است و مدلهاي ئي هم مجهز به رادار سيرانو 4 ام –آر هستند. اما رادار طوري جاسازي شده است كه فضاي كمتري را اشغال ميكند. ميراژ F-1EQ5 نيروي هوايي عراق موشك ضد كشتي اگزوست را با خود حمل ميكند.
پيشرانه
ميراژ F-1 به يك موتور اسنكما اتار 9K5 با قدرت كشش 15873 پوند با پس سوز مجهز است. ظرفيت بنزين در مخازن بالها 3750 ليتر است. همچنين سه مخزن داخلي به علاوه يك مخزن خارجي سوخت مورد نياز موتور را تامين ميكنند. كل ظرفيت سوخت داخلي اين هواپيما برابر 4300 ليتر است. تمام مخازن داخلي آن ظرف 6 دقيقه با فشار پر ميشوند. اف يك قادر به حمل دو مخزن سوخت خارجي با ظرفيت 1130 ليتر در مقر هاي خارجي زير بالها و يك مخزن با گنجايش 2200 ليتر در زبر شكم خود ميباشد. خرطوم سختگيري آن در قسمت راست كابين خلبان تعبيه شده است.
جنگ افزار
ميراژ اف يك داراي جنگ افزارهاي استاندارد از جمله دو قبضه توپ 30 ميليمتري DEFFA 553 هريك با 130 تير فشنگ در زير بدنه است. علاوه براين، مقرهاي نوك بالها مختص موشكهاي هوا به هوا هستند. حداكثر ظرفيت حمل سلاح در اين هواپيما برابر 6300 كيلوگرم ايت. در ماموريتهاي رهگيري دو موشك حرارتي ماترا 550 ماژيك و يا موشكهاي حرارتي AIM-9 Side Winder را در مقرهاي نوك بال و موشكهاي راداري ماترا سوپر530 را در زير بال حمل ميكند.
در ماموريتهاي ضربتي يك موشك اگزوست و يك موشك ضد رادار آرمات يا تا 14 عدد بمب 500 MK-82 پوندي (250 كيلوگرمي)، 3 عدد بمب تخريب كننده باند فرودگاه و 144 عدد راكت از نوع تامسون برانت را با خود حمل ميكند. به علاوه در ماموريتهاي مختلف توانايي حمل وسايل زير را دارا ميباشد:
باكهاي اضافي بنزين، تجهيزات ليزري همراه با موشك هوا به زمين AS-30 يا 400 كيلوگرم بمب ليزري، موشكهاي هوا به سطح، دستگاههاي هشدار دهنده عليه هر موج راداري كه هواپيما را تعقيب ميكند، تجهيزات ضد جنگ الكترونيك (ECM & ECCM) ، چهار دروبين مادون قرمز و معمولي، چف و فلزهاي حرارتي به ترتيب براي گمراه كردن موشكهاي حرارتي و راداري را ميتواند با خود حمل كند.
مشخصات هوپيما:
زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند
شوروی با در اختیار داشتن زیر دریایی های اتمی قادر بود در صورت بروز جنگ، ارتباط اروپای غربی را با آمریکا قطع کند. در جنگ فالکلند پس از انهدام رزم ناو بل گرانوی آرژانتين توسط اژدر یک زیر دریایی انگلیسی، کشتی های جنگی آرژانتين دیگر تا پایان جنگ نقش مهمی را ایفا نکردند. به منظور مقابله با این جنگ افزارها در صحنه جنگهای گذشته و آینده تدابیری اندیشده شده است. پی-3 اوریون از جمله سلاحهایی است که می تواند تا حدود زیادی در مقابل زیردریایی ها، هر قدر هم که پیشرفته باشند عرض اندام کند.
هواپیما چند منظوره پی-3 بیش از 30 سال است که به طور پیوسته توليد می شود و تا کنون بیش از 700 فروند آن به خدمت ارتشها، آتش نشانی ها، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و هواشناسی های کشورهای مختلف در آمده اند. از این لحاظ اوریون خود را تا مدت زیادی بی رقیب می دانست. طراحی اولیه بدنه و نحوه اتصال موتورها به هواپیما تا امروز تقریباً بدون هیچ تغییر عمده ای حفظ شده است. همین عدم نیاز به تغییرات گواهی بر بی نقص بودن طراحی اوریون است. اما تجهیزات الکترونیکی این هواپیما همواره در حال تغییر و تکامل بوده اند. از این رو سازنده پی-3 در به کار گیری آنها به درخواست و سلیقه مشتری عمل می کند. انواع پیشرفته تجهیزات، این هواپیما را به سلاحی خطرناک در مقابل زیردریایی ها تبدیل می کند. اوریون با چهار موتور توربو پراپ از نوع T56-A-10 کمی شبیه هرکولس محصول دیگر لاکهید است. با توجه به سابقه طولانی لاکهید در به کار گیری این نوع موتورها می توان به این نکته پی برد که این شرکت به خوبی با مشکلات این موتورها که سایرین را متواری کرده، کنار آمده است. پس از روی کار آمدن موتورهای توربوجت شرکهای هوایی سریعا به استفاده گسترده از آنها روی آوردند ولی لاکهید و نیروی دریایی ایالات متحده به علت ويژگيهای منحصر به فرد این موتورها همچنان در طیف گسترده ایی آنها را به کار می برند. خوشبختانه شرکت توربین الکترا بزودی توانست معایب عمده این موتورها را رفع کند و تا به امروز تامین کننده موتورهای پی-3 باقی مانده است. طراحی اوریون به حدود 40 سال پیش و سال 1957 باز می گردد. نخستین پرواز این هواپیما در 19 آگوست سال 1958 انجام شد پس از چند پرواز آزمایشی، تغییراتی صورت گرفت که عمده ترین آنها کوتاه شدن بدنه به میزان 2/13 متر بود. سپس این هواپیما به تجهیزات متداول آن روزها مجهز شد و به عنوان گشت دریایی، خدمت خود را رسما در نیروی دریایی آمریکا آغاز کرد. در آن زمان تغییرات دیگری برای فروندهای بعدی در نظر گرفته شد. در سال 1962 چند تغییر دیگر به منظور کارآمدتر کردن این سلاح اعمال شده و پی-3 اوریون که پس از گذشت سالها هنوز هم در خدمت ناسا است، متولد شد. نخستین سفارش قطعی برای خرید 7 فروند از این هواپیما مربوط به سال 1960 می باشد. نیروی دریایی آمریکا متقاضی خرید 7 فروند وای پی-3وی-1 با موتور آلیسون-توربین الکترا شد که می توانست انواع بمب های عمق روی معمولی و هسته ای، اژدرهای ضد زیر دریایی و مین و راکت را حمل کند.
ظرفیت سوخت این 7 فروند اولیه از 20631 لیتر در اولین سفارش تا 34826 لیتر در آخرین متفاوت بود، اما همگی 4 مخزن در بالها، هر بال 2 مخزن جداگانه، و یک مخزن بزرگ در امتداد بدنه داشتند که این الگو تاکنون حفظ شده است. استفاده همزمان از دو رادار جداگانه در جلو و عقب هواپیما و ترکیب هر دو رادار برای ارایه تصویری 360 درجه ایی، پی-3 را به مجهزترین سلاح ضد زیر دریایی آن روز تبدیل کرد، اگرچه این طرح به زودی لو رفت و شرکتهای دیگر نیز به استفاده از آن روی آوردند. نخستین پرواز این سفارش هفتگانه در 15 آوریل 1961 انجام شد و تا آوریل سال بعد در مجموع 2521 ساعت در 585 سورتی پرواز با این هواپیماها به صورت آزمایشی و آموزشی انجام شد. بلافاصله پس از ورود این هواپیما به خدمت از آنها در جنگ علیه کوبا استفاده شد. در جنگ ویتنام نیز آمریکاییها از این هواپیما به میزان زیادی استفاده کردند. ماموریت اصلی این هواپیما در آن زمان پوشش راداری شبانه بر فراز خلیج تونکین بود گشتهای متداول روزانه و حمایت از کشتیهای لجستیکی در برابر هجوم احتمالی زیردریاییهای شوروی نیز از ماموریتهای بود که این هواپیما بر عهده داشت. نکته جالب توجه این است که این هواپیماها از پایگاهای داخل خاک فیلیپین به پرواز در می آمدند. از آن هنگام پی-3 به طور منظم در عملیات مشابه برون مرزی مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته و می گیرد و همواره به عنوان کشت ضد زیر دریایی، مین گذار دریایی، راهنمای زیر دریایی های خودی و هدف قرار دهنده اهداف دور به کار گرفته شده است.
این هواپیماها گاهی برای ایجاد تغییرات آب و هوا و باران زا کردن ابرهای منطقه ای به کار گرفته می شوند. برای این کار پودر یدید نقره را در مقیاسهای زیاد توسط تجهیزات خاصی که در این هواپیما تعبیه شده است در میان ابرها می پاشند. قابلیت شرکت در عملیات جستجو و نجات، عکس برداری و نقشه برداری هوایی و حتی توانایی انجام ماموریتهای ترابری، اوریون را به هواپیمایی چند منظوره بدل نموده است. هم اکنون این هواپیماها در بیش از 30 پایگاه برون مرزی و درون مرزی آمریکا نشست و برخاست می کنند و حتی بارها توسط نیروهای چند ملیتی در مانورهای مشترک به کار گرفته شده اند. آمریکا تنها استفاده کننده از این هواپیماها نیست. اکثر کشورهایی که مرزهای آبی دارند از پی-3 به خوبی استقبال کردند و به میزان رفع نیاز دفاعی از این هواپیما خریده اند. نیوزلند اولین مشتری اوریون با سفارش 5 فروند پی-3 بی مجهز به مولد امواج صوتی کوتاه بود. کانادا 18 فروند و ژاپن که سرانجام در سال 1978 تصمیم به جایگزین کردن این هواپیما به جای نپتون گرفت مشتریان بعدی بودند.
ژاپن خط تولید این هواپیما را خریداری کرده و تا کنون بیش از 100 فروند از آن را تولید کرده است. پرتقال اسپانیا و تایلند خریداران دست دوم این هواپیما هستند. هلند، نروژ، ایران و پاکستان نیز هر کدام چند فروند پی-3 در اختیار دارند. انواع مختلف پی-3 اگر چه با قرار گرفتن حروف بزرگ و کوچک و شماره های متفاوت دسته بندی می شوند ولی عمدتاً تفاوت چشمگیری میان مدلهای مختلف مجود ندارد و می توان با تغییرات پیش بینی شده از سوی کارخانه سازنده هر نوع تغییر کاربردی را در انواع آن ایجاد کرد. پی-3 با حوصله ای که در خور هواپیمای توربو پراپ است، وجب به وجب منطقه را بازرسی و شناسایی و به محظ اطلاع از موقعیت زیردریایی مهاجم اقدام به شکار آن می کند. در طول عملکرد سی وچند ساله این سلاح موارد منفی از لحاظ فنی در مورد آن به چشم نمی خورد و همواره در انجام ماموریتهای محوله موفق بوده است. همین امر سبب شده است تا پرسنل زیر دریایی ها از هواپیمای پی-3 اوریون به عنوان کابوسی هولناک یاد کنند.
توليد جنگنده بمب افكن بال متغير آمريكايي اف.111 در نيمه دهه 1960 تهديدي جدي براي شوروي سابق بود . به همين دليل كارخانه سوخو هم مامور ساختن هواپيمايي با قابليتهاي مشابه شد. بعضي از اهداف طراحان سوخو در طرح جديدشان ، قابليت پرواز فراصوتي در ارتفاع پايين ، توانايي اجراي عمليات در شب يا روز و در همه گونه شرايط جوي ، و قابليت استفاده از باندهاي نامناسب و كوتاه بود. اولين طرح پيشنهادي ، كه يك بمب افكن بال مثلثي عمود پرواز بود، به نتيجه مطلوب نرسيد، و سوخو با استفاده از تجربه حاصله از توليد هواپيماي بال متغير سوخو-17 و ميگ -23 ، به طرح بال متغير ديگري روي آوردكه آن را رسما سوخو-24 ناميدند . پيش نمونه سوخو -24 براي نخستين بار در 17 ژوئيه 1970 پرواز كرد.

ابتدائا غربيها نام محصول جديد سوخو را اشتباها سوخو -19 مي پنداشتند ، و ناتو آنرا به رويه استاندارد نامگذاري جنگنده ها ، فنسر ، ناميد؛ البته پس از فاش شدن اطلاعات دقيق تري درباره سوخو -24 ، اين نام همچنان حفظ شد. كمبود اطلاعات دقيق درباره سوخو-24 ، آن را به شبه ترسناكي براي هواپيماهاي غربي تبديل كرده بود؛ ولي پس از مدتي ، بويژه پس از آگاهي از نوع موتور در دهه 1980 ،تا حدي نگراني هاي قبلي درباره آن رفع شد. ويژگي هاي آئروديناميكي سوخو-24 بسيار شبيه ميگ -23 است. شايد دليل اصلي اين شباهت ، بهره گيري هردو دفتر طراحي ميگ و سوخو از پژوهش هاي ” انستيتومركزي آئرو هيدرو ديناميك “ ( ساگي ) در مسكو براي تقويت طرح هايشان بوده است. بال سوخو 24 شهپر ندارد !! ، و حركت غلت هواپيما با تحريك دم تماما متحرك (شهپردم) انجام مي شود. صندليهاي دوسرنشين فنسر به صورت پهلو به پهلو قرار دارد(مانند جنگنده اف-111 ) كه آرايشي غير عادي است. اتخاذ چنين آرايشي احتمالا براي افزايش كارايي چشمي خلبان در پرواز سريع كم ارتفاع و همچنين ، تامين فضاي مورد نياز سيستمهاي راداري بوده است. با استفاده از يك رادار ويژه براي تعقيب ناهمواري هاي زمين ، فنسر مي تواند در ارتفاع بسيار پايين پرواز خودكار انجام دهد. از عيوب سوخو24 سروصداي زياد موتور آن است.

سوخو 24 از دسامبر 1974 تدريجا جانشين ياك-28 (بروئر) در نيروهاي نظامي شوروي شد.
بالهاي متغير اين هواپيما به صورت خشمگينانه اي درست شده است و بسته به سرعت آن به عقب و يا جلو حركت مي كند . ناگفته نماند كه هنگامي دو بال اين هواپيما جمع مي شود كه دو موتور هواپيما روشن باشد و به علت سرعت زياد اين عمل صورت مي گيرد . بدنه هواپيما كشيده و باريك مي باشد و نوك هواپيما تيز و به شكل مستطيل است و در پشت هواپيما برآمدگي هايي است كه تا انتهاي هواپيما كشيده شده است . اين هواپيماي فوق العاده داراي راداري به شكل چوب گلف مي باشد كه و در زير هواپيما نصب مي شود . كارايي اين رادار بدين صورت است كه هنگامي كه اين هواپيما وارد ميدان نبرد مي شود هر رادار زميني كه روشن باشد شناسايي و در عرض كمتر از يك دقيقه منهدم مي كند . در جنگ 8 ساله عراق عليه ايران ، كشور عراق داراي تعدادي از اين هواپيما بوده كه با ورود اين هواپيما به خاك كشورمان رادارهاي زميني ما سريعا خاموش مي گرديد تا مورد گزند اين هواپيما واقع نشود . 12 فروند از سوخو 24 های عراق درسال 1990و زمان جنگ خلیج فارس به ایران پناهنده شدند و در سال 1991 ایران 24 قروند از این هواپیما را مستقیما از روسیه خریداری کرده است . و هدف اصلي خريد آن تهديدهاي اسرائيل مي باشد .
مشخصات :
نام ................................................. سوخو24 فنسر
شركت سازنده ................................ سوخوي
كشور توليد كننده .............................شوروي سابق
انواع مدل ........................................ 7 مدل
تعداد توليد شده ............................... بيش از 900 فروند
موتور ...............................................دو موتور توربوجت ليولكا مجهز به پس سوز
سال ساخت ..................................... 1965 الي 1969
اولين پرواز ........................................ 1970
سال به خدمت درآوردن ......................1974
هواپيماهاي مشابه ............................ تورنادو ، ا ف 111 ، ا ف 14 ، ا ف 15 ، ميگ 23 ، ميگ 27
كابين .................................................دو نفره
وظيفه ..............................................هواپيماي تهاجمي در انواع آب و هوا ، بمب افكن دوربرد سنگين ، هواپيماي ضربتي
طول ..................................................24 متر
اندازه بال ........................................... 6/17 متر
ارتفاع از زمين .....................................19/6 متر
وزن هواپيما بدون بار ........................... 22320 كيلوگرم
' ' با حد اكثر بار ............................. 39700 كيلوگرم
مقدار تسليحات سوار شده بر بال ........ 945 كيلوگرم
سقف پرواز .........................................16500 متر
رنج پروازي ......................................... 2500 كيلومتر
رنج دريايي ......................................... 1930 نانو متر
سرعت ............................................... 18/2 ماخ و در مدلهاي پيشرفته 4/2 ماخ
سرعت هنگام بلند شدن ....................... 280 كيلومتر بر ساعت
سرعت هنگام نشستن ......................... 280 كيلومتر بر ساعت
نرخ سرعت .......................................... 30000 پا در عرض يك دقيقه
سقف پرواز براي سرويس ..................... 57 هزار پا
مقدار باند براي پرواز..............................1300 متر
مقدار باند براي نشستن.........................950 متر
سوخت گيري در آسمان ....................... بله
سوخت داخلي ...................................... 10385 كيلو گرم
سوخت خارجي .................................... 2396 كيلوگرم
رادار .................................................... ????
تسليحات .............................................. انواع موشكها و بمبها
كشور هاي دارنده ................................ ايران ، روسيه ، اكراين ، بلا روس ، سوريه ، قزاقستان ، ليبي ، ازبكستان ، الجزاير ، آذربايجان ، عراق
جنگها .................................................( ايران و عراق 1980-1988 ) (افغانستان 1984 – 1989)
هواپيما هاي مشابه ............................. ميگ 23/29/27 ، اف-15 / 111

صدام حسين، رييس جمهور سابق عراق، هنگامی که در۳۱ شهريور ۱۳۵۹ دستور حمله سراسری به ايران را صادر کرد، هرگز گمان نمی کرد آتش جنگی را برافروخته باشد که هشت سال به درازا بکشد.
يکی از اهداف عمده صدام از اين تجاوز تصرف ساحل شرقی اروندرود و دستيابی به بخشی از خوزستان بود، چرا که بدين ترتيب عراق از بزرگترين نقيصه جغرافيايی اش يعنی نداشتن سواحل عريض و بزرگ رهايی می يافت.ارتش عراق در آن سالها اگرچه در زمره ارتشهايی بزرگ منطقه بود، اما بايد اذعان کرد ابعاد آن برای مبارزه با بزرگترين کشور خاورميانه (از نظر جمعيت وامکانات) کافی نبود. وقوع انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ سبب آشفتگی سياسی و نظامی ايران شد و بنابراين فرصت طلايی را برای حاکم فرصت طلب بغداد فراهم آورد.
قدرت نظامی ايران
محمد رضا پهلوی، شاه سابق ايران، بين سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ با صرف دهها ميليارد دلار ارتش ايران را مبدل به قدرت اول نظامی خاورميانه کرده بود تا آنجا که به گفته کارشناسان، نيروی نظامی ايران "هدفی فراتر از اهداف منطقه ای" را جستجو می کرد.کمکهای بی دريغ آمريکا نيز ثابت می کند که واشنگتن برای اين ارتش اهميت زيادی قائل بوده و اين انتظار را از ايران داشته است که در شرايط حساس مانند ورود ناگهانی اتحاد شوروی به منطقه، دوشادوش قدرتهای غربی به مقابله با نيروهای متخاصم برخيزد.به گفته کارشناسان، ارتش ايران در آن سالها مرکب از دو هزار و ۴۶۰ دستگاه تانک، دو هزار نفربر زرهی ، ۷۳۹ فروند هلی کوپتر و ۴۸۶ هواپيما بوده است. اگرچه اين نيرو در قبل از انقلاب از ۵۰۰ هزار سرباز نيز برخوردار بود، اما در ابتدای جنگ بدليل سياستهای مسئولان وقت جمهوری اسلامی، اين نيرو به کمتر از دويست هزارنفر کاهش يافته بود.نيروی هوايی ارتش ايران در ابتدای جنگ از هواپيماهای بسيار پيشرفته اف-۱۴ برخوردار بود که می توانست با اندکی خطا با هر شليک يک هواپيمای دشمن را سرنگون کند. همچنين حدود ۴۰۰ فروند اف-پنج (تايگر) و اف-چهار (فانتوم) به نيروی هوايی ايران قدرت تهاجمی می داد و آن را قادر به مقابله با هر نيرويی در منطقه می کرد.تانکهای ايران نيز از انواع چيفتن ام-۴۷، ام-۴۸ ، ام-۶۰ بودند که همگی ساخت انگلستان و آمريکا بوده و در آن زمان از مدلهای پيشرفته روز محسوب می شدند.مهمتر از همه، هوانيروز يا ناوگان هلی کوپتری ايران بود که با داشتن ۲۰۲ فروند هلی کوپتر تهاجمی کبرا، ۲۱۴ فروند بل-۲۱۴ و ۵۰ فروند بل-۲۰۵، به قدرت سوم هوانيروز جهان تبديل شده بود. با اين وجود، خروج مستشاران خارجی در بهمن ۱۳۵۷ از يکسو و کاهش ۵۰ درصدی نفرات ارتش از سوی ديگر توان نظامی ايران را در شهريور ۱۳۵۹ حداقل به يک سوم سطح پيش از انقلاب کاهش داده بود.
قدرت نظامی عراق
در مقابل، ارتش عراق در سا ل ۱۳۵۹ ساختاری مناسب داشت. خلا قدرت ناشی از سقوط شاه و به دنبال آن تضعيف حضور ايران در مناسبات امنيتی – نظامی خاورميانه و خليج فارس سبب شده بود تا حزب بعث عراق به فرماندهی صدام حسين بدنبال ايفای نقش جدی تری در منطقه باشد.کارشناسان توان نيروی هوايی عراق پيش از شروع جنگ را اينگونه ارزيابی کرده اند: سيصد و ۳۹ فروند هواپيما از انواع توپولف ۲۲، ميگ ۲۳، سوخوی ۷، ميگ ۲۱ و سوخوی ۲۰، ۱۳۳ فروند هلی کوپتر و ۵۶ فروند هواپيمای ترابری.عراق همچنين از ۱۵۰۰ نفربر روسی و۲۴۰۰ دستگاه توپ صحرايی و ضد هوايی برخوردار بود.اما قدرت اصلی عراق را ۲۳۰ هزار سرباز تعليم ديده و ۲۸۵۰ تانک روسی از انواع تی-۵۴، ۵۵، ۶۲ و ۷۲ تشکيل می داد.
آغاز تهاجم
عراق حمله خود به ايران را در ۳۱ شهريور از سه جبهه آغاز کرد. در جبهه شمالی سپاه اول عراق متشکل از دو لشکر قصد داشت با تصرف کردستان و حمله به آذربايجان غربی مقدمات تجزيه کردستان ايران را فراهم کند.در جبهه ميانی پنج لشکرعراقی درقالب سپاه دوم قصد داشتند با پيشروی در عمق ۵۰ کيلومتری خاک ايران، بغداد را که به گونه ای نگران کننده به مرز ايران نزديک بود، مراقبت کرده و درعين حال استانهای کرمانشاه و ايلام را تصرف کند و از شمال استان خوزستان سر برآورد.اما عراق قدرت اصلی خود را در جبهه جنوب متمرکز کرده بود. پنج لشکر در قالب سپاه سوم مرکب از لشکرهای يک مکانيزه، ۱۰ زرهی، ۹ زرهی، ۵ مکانيزه و۳ زرهی قصد داشتند تا مهمترين شهرهای جنوبی ايران نظير اهواز، آبادان و خرمشهر را تصرف کرده و زمـينه سقـوط خوزستان را فراهـم کنـند.
سد هوانيروز
بيشتر نيروهای ايران در هفـته های اول گرفـتار نقـل و انتقـال از مرزهای شرقی، مرکزی و شمالی کشور به جنوب بودند وهمين امر سبب شد تا ارتش صدام حسـين از عـنصر غافـلگيری به خوبی اسـتفـاده کند.

مثلا لشکر ۷۷ خراسان از مشهد به منطقه جنوب اعزام شد يا لشکر ۱۶ زرهی قزوين بيش از هزار کيلومتر با منطقه عملياتی فاصله داشت. تنها لشکر ۹۲ زرهی اهواز در جنوب و لشکر ۸۱ خرم آباد در مرکز منطقه عملياتی برای مبارزه حضور داشتند و در کمال ناباوری، برغم برخورداری از حداقـل پشتيبانی، به دفاع پرداختند، حال آن که صدام گمان می کرد روحيه ضعيف مانع از جنگيدن جدی سـربازان ايرانی می شود. بهر حال، قـدرت زرهی قـابل توجه عراق سبب شد تا بسياری از مناطق مهم منطقه عملياتی در سه ماه اول جنگ به اشغال عراق درآيد. تصرف خرمشهر، سومار، نفت شهر، مهران، بستان، محاصره آبادان و تسلط بر محورهای اصلی همگی جزء پيروزيهای اوليه ارتش عراق بود. اما ايران در کنار مقاومتهای پراکنده از يک ابزار مناسب ديگر نيز بهره می برد: نيروی هوايی و هوانيروز. خلبانان ايرانی در هـفـته های اول جنگ ضربات جبرا ن ناپذيری را به نيروهای مکانيزه و زرهی عراق به ويژه در محور جنوب وارد آوردند. شايد همين حملات سبب کند شدن حرکت ستونهای زرهی عراق به داخل خاک ايران شد. هلی کوپترها و هواپيماهای ايرانی اصولا برای منهدم کردن ادوات زرهی خريداری شده بودند و خلبانان ايرانی پيش از جنگ، بارها چنين نبردهايی را تمرين کرده بودند.اشغال بيش از ده هزار کيلومتر مربع از خاک ايران در سه ماه اول جنگ، اگرچه يک موفقيت نظامی بود، اما بسيار کمتر از انتظار فرماندهان نظامی عراقی بود.
برگشتن ورق
به موازات تحليل رفتن ارتش عراق در اثر ضربات نيروی هوايی وهوانيروز ايران، ورود صدها هزار نيروی داوطلب از يکسو و فراخوانی ارتش برای جلب نيروهای وظيفه از سوی ديگر سبب شد تا برتری جمعيت ۳۷ ميليون نفـری ايران بر جمعيت ۱۳ ميليون نفـری عراق خود را نشان دهـد. بکارگيری گسترده نفـرات سبب شد تا در پنجم مهر ۱۳۶۰ ايران محاصره آبادان را بشکند و در آذر ماه با تصرف بستان مقدمه آزاد سازی خرمشهر را فـراهم آورد. در حالی که ايران در دو نبرد مذکور به ترتيب تنها از ۲۵ و ۳۲ گردان رزمی استفاده کرد، مطابق آمار نظامی، اين کشور در عمليات فتح المبين و بيت المقـدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد به ترتيب از ۱۳۵ و ۱۴۴ گردان نيرو استفـاده کرد. در دو عمليات مذکور که بين ماه های فروردين تا خرداد ۱۳۶۱ انجام شد، عرا ق با تحمل ۲۰ هزار کشته و زخمی و ۳۴ هزار اسير مجبور شد تا حدود شش هزار کيلومتر از منطقه اشغالی را واگذار کند. ا ين نبردها در مجموع ۲۰ درصد از توان عراق را از بين برد. با رد درخواست آتش بس عراق در خرداد ۱۳۶۱ توسط جمهوری اسلامی، روند جنگ تغيير کرد و از آن زمان به بعد عرا ق در موقعيت دفاعی قرار گرفت.
دوپينگ برای عراق
در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ (۸۳-۱۹۸۲) متحدان عراق متقاعد شدند به کمک عراق شتافته و با کمکهای گسترده ارزی و فروش سلاح سازمان ارتش عراق را دو برابر کنند. بنا به برآورد موسسه بين المللی تحقـيقـات استراتژيک برا ی سا ل ۱۹۸۳ــ۱۹۸۴، ارتش عراق مرکب از ۵۱۷ هزار سرباز بوده که در کنار ۷/۷ ميليارد دلار بودجه نظامی طی دو سا ل ۱۹۸۱ و۱۹۸۲ از حداقـل ۲۵ ميليارد دلار کمک نظامی خارجی نيز بهره مند شده است. ورود ميراژهای فرانسوی، سوپراتانداردها، موشکها ی سام، تانکهای جديد تی ۷۲، ميگهای ۲۵ و ۲۷ تنها بخشی از جنگ افزارهای جديد ارتش عراق بود. تقويت عراق سبب شد ايران نتوا ند سرعت پيشروی خود در سا ل ۶۱-۱۳۶۰ را در سالهای بعد تجربه کند و۱۳۰۰ کيلومتر مربع از خاک ايران در جنوب کماکان در اشغال عراق ماند. شکست عمليات رمضان و والفجر يک در سال ۱۳۶۱ از نشانه های تقويت شدن عراق بود، هر چند در سال ۱۳۶۲ ايران با تصرف جزاير مجنون توانست با قبول تلفـات زياد، عراق را مجبور به يک عقب نشينی محدود کند. در جبهه های شمالی و ميانی نيز اگرچه شدت جنگ کمتر بود، اما تحرکات ايران و عراق کم نبود و در محور مهران، سومار و نفت شهر طرفين بارها اقدام به حمله و ضد حمله عليه يکديگر کردند، اما مشخص بود که قرار است تکليف جنگ در جنوب مشخص شود.
عبور از اروند
در بهمن ۱۳۶۴ نيروهای ايران با گذر از رودخانه خروشان وعريض اروند نيروهای عراقی مستقر در ساحل غربی رودخانه را غافلگير کرده و توانستند شهر کوچک اما مهم فاو را بگيرند وعملا ارتباط عراق را با خليج فارس قطع کنند. اين حمله اگرچه برای ايرانيان خيلی خونين تمام شد، اما چون عراق برغم استفاده از حداکثر توان زرهی و هوايی نتوانست آنها را عقب براند موقعيت اين کشور را به خطر انداخت. در اين نبردها عراق صدها تانک و هواپيما را از دست داد و ايران نيز کمبود تجهيزات خود را با گذشتن از جان دهها هزار نفر از نيروهايش جبران کرد. اما در سال ۱۳۶۵ ارتش عراق باز هم تقويت شد و به گفته کارشناسان، در اين زمان از ۹۶۰ هزار سرباز، هفت هزار تانک و نفربر، ۶۰۰ هواپيما و ۴۰۰ هلی کوپتر برخوردار بود. اين در حالی بود که تجهيزات ايران به حدود ۱۰۰ هواپيما و هزار تانک محدود شده بود.در نتيجه، پس از اين ديگر حملات ايران فايده ای نداشت و حمله ايران به جنوب و شرق بصره در سال ۱۳۶۵ و در جبهه ميانی در سال ۱۳۶۶بی نتيجه ماند.
رکود در جنگ
ارتش صدام که با اتخاذ تدابير دفاعی مانع ورود ايران به خاک عراق شده بود، د ر سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ با بهره گيری از نيروی هوايی خود از يکسو و توان موشکی از سوی ديگرعملا به صورت يک طرفه به تخريب تاسيسات قتصادی و شهرهای ايران پرداخت و اين امر سبب شد تا به مرور روحيه مردم ايران نيز تضعيف شود. از يک طرف برتری قوای عراق از نظر توپخانه، قدرت موشکی و توان زرهی به درجه ای رسيده بود که ايران ديگر قدرت پيشروی به داخل عراق را نداشت.از طرف ديگر، فعاليتهای سازمان ملل برای صدور قطعنامه برای پذيرش آتش بس از سوی ايران افزايش يافت و در سا ل ۱۳۶۶ منجر به صدور قطعنامه ۵۹۸ شد، اما ايران هنوز حاضر به قبول آتش بس نبود.
حملات مجدد عراق
عراق پس از آن که مطمئن شد نيروهای مسلح ايران قادر به ادامه حملات خود نيستند، از اوايل سا ل ۱۳۶۷ ا ز لاک دفاعی درآ مده و ايران را با چند عمليات از فاو و شرق بصره به عقب راند. درگيری نيروهای دريايی ايران و آمريکا در فروردين همان سال نيز که منجر به غرق شدن يک ناو ايرانی شد، به ايران فهماند که آمريکا نيز مايل به خاتمه هر چه سريعتر جنگ است.در نتيجه ايران در ۲۷ تير ۱۳۶۷ (دو هفته پس از سقوط هواپيمای مسافربری ايرباس ايران به دست سربازان نيروی دريايی آمريکا) قطعنامه را پذيرفت، اما عراق که اکنون دست بالا را داشت، به بهانه حمايت از مجاهدين خلق در جبهه جنوب تا پشت دروازه های اهواز و در شمال تا نزديکی کرمانشاه پيش راند. اين حملات گسترده، مجددا سبب ورود سيل داوطلبان ايرانی به جبهه ها شد تا آن که در سوم مرداد به دنبال ضد حمله سنگين ايران و شکست واحدهای مجاهدين در عمليات "فروغ جاويدان" در نهايت در ۱۵ مرداد عرا ق قطعنامه را پذيرفت.
نتايج جنگ
جنگ ايران و عراق در نهايت فرجامی نيک برای هيچکدام از طرفين نداشت. نابودی زير بناهای دو کشور در کنار مرگ صدها هزار ايرانی و عراقی و معلول شدن صدها هزار سرباز ديگر تنها بخشی ا ز اثرات اين جنگ هشت ساله بود که پس از جنگ ويتنام بزرگترين جنگ جهان پس از جنگ جهانی دوم محسوب می شود. خسارات ايران در اين جنگ بين ۲۰۰ ميليارد دلار (برآورد منابع غربی) تا هزار ميليارد دلار (تخمين مقامات جمهوری اسلامی) تخمين زده می شود. عراق نيز پس از جنگ اگرچه از ارتشی بسيار بزرگتر از ارتش سا ل۱۳۵۹ خود برخوردارشد، اما از بين رفتن بنيه مالی اين کشور سبب شد تا صدام حسين تنها راه چاره برای فرار از ورشکستگی را تجاوز به کويت ببيند که اين حمله مقدمه ای شد برای ۱۳ سا ل مناقشه بی حاصل ديگر بين سربازان اين کشور و قدرتهای جهان.
منبع: عشق پرواز